مير تقي الدين كاشاني

590

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

الغياث اى دليل خلق جهان * الغياث اى طبيب درد نهان اشتياق ركاب‌بوسى تو * از كف صبر ما ربود عنان پرده بردار پيش از آنكه شود * روى دين در حجاب كفر نهان چون تويى جان دهر ظاهر شو * گرچه جان دائما بود پنهان در « 1 » زمانى كه راعى عدلت * بركند گرگ ظلم را دندان تا شود مهد بچّهء روباه * هر دم افتد به پشت شير ژيان * * * گلبُن گلزار دولت ميرزا عبد الحسين * آن‌كه شد ظاهر ز خلق او بهشتى در جهان ذاتش از روى هنر ديباچهء ديوان عقل * رويش از فرط ضيا آيينهء خورشيد جان يك فروغ از مهر رايش بزم گيتى را چراغ * يك نسيم از باغ خلقش جسم « 2 » عالم را روان هم سمين از كلك لاغر كرده جسم روزگار * هم منير از راى روشن كرده چشم آسمان كلك او كحّال چشم معنى از كحل مداد * دست او فياض كِشت آز ، از ابر بنان گر شود رايش مجسّم شايد ار « 3 » دست قضا * از براى چشمش از خورشيد سازد سرمه‌دان ريزد از نوكش به جاى نقطه گوهرهاى ناب * آورد گر خامه حرفى از سخايت بر زبان

--> ( 1 ) . اصل : از . ( 2 ) . اصل : چشم . ( 3 ) . اصل : از .